شعارهاى عاشورا

 

1- "على الاسلام السلام،اذ بلیت الامة براع مثل یزید" (1) (این را در پاسخ مروان درمدینه فرمود، که از آن حضرت مى‏ خواست تا با یزید بیعت کند).

2- "و الله لو لم یکن ملجا و لا ماوى لما بایعت ‏یزید بن معاویة‏" (2) (در پاسخ برادرش ‏محمد حنفیّه فرمود).

3- "انى لا ارى الموت الا سعادة و الحیاة مع الظالمین الا برما" (3) (خطاب به یارانش در کربلا) .

4- "الناس عبید الدنیا و الدین لعق على السنتهم یحوطونه مادرت معایشهم فاذا محصوابالبلاء قل الدیانون‏" (4) (در مسیر رفتن به کربلا در منزلگاه ذى حسم).

5- "الا ترون ان الحق لا یعمل به و ان الباطل لا یتناهى عنه؟ فلیرغب المؤمن فی لقاء ربه ‏محقا.. ." (5) (در کربلا خطاب به اصحاب خویش فرمود).

6- "خط الموت على ولد آدم مخط القلادة على جید الفتاة‏" (6) (از سخنرانى امام‏ حسین علیه السلام در مکه پیش از خروج به سوى کوفه، در میان جمعى از خانواده، یاران ‏و شیعیان خویش).

7- "من راى سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله، ناکثا عهده مخالفا لسنة رسول الله یعمل‏فى عباد الله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بفعل و لا قول کان حقا على الله ان یدخله ‏مدخله‏" (7) (در منزلگاه بیضه، در مسیر کوفه، خطاب به سپاه حر).

8- "ما الامام،الا العامل بالکتاب و الآخذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابس نفسه على ذات‏الله‏" (8) (امام این صفات امام راستین را در پاسخ به دعوتنامه‏ هاى کوفیان نوشت و توسط مسلم بن عقیل به کوفه فرستاد).

9- "سامضى و ما بالموت عار على الفتى اذا ما نوى حقا و جاهد مسلما" (9) (شعر از دیگرى است، امّا امام حسین ‏علیه السلام آن را در پاسخ به تهدیدهاى حر، در مسیر کوفه خواند).

10- "رضى الله رضانا اهل البیت، نصبر على بلائه و یوفینا اجر الصابرین‏" (10) (در خطبه‏ایی که هنگام خروج از مکه ایراد نمود، خطاب به اصحاب و یاران فرمود).

(در آستانه ‏خروج (11) از مکه به سوى کوفه فرمود و راه خونین و آمیخته به شهادت را ترسیم فرمود).

12- "انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى‏" (12) (در وصیت نامه سید الشهدا(ع‏)به ‏برادرش محمد حنفیه آمده است که قبل از خروج به سوى مدینه نوشت).

13- "لا اعطیکم بیدى اعطاء الذلیل و لا اقر اقرار العبید[لا افر فرار العبید]" (13) (درسخنرانى صبح عاشورا، خطاب به نیروهاى دشمن فرمود، که خواستار تسلیم شدن آن حضرت بودند).

14- "هیهات منا الذلة، یابى الله ذلک لنا و رسوله و المؤمنون..." (14) (در خطاب به سپاه ‏دشمن فرمود، پس از آنکه خود را سر دو راهى ذلت و شهادت محیر دید).

15- "فهل هو الا الموت؟ فمرحبا به" (15) (در پاسخ عمر سعد، که نامه ‏اى به آن حضرت ‏فرستاد و خواستار تسلیم شدن بود).

16- "صبرا بنى الکرام، فما الموت الا قنطرة تعبربکم عن البؤس و الضراء الى الجنان‏ الواسعة و النعیم الدائمة‏" (16) (خطاب به یاران فداکار خویش در صبح عاشورا، پس ازآنکه تعدادى از اصحابش شهید شدند).

(که روز عاشورا هنگام‏ پیکار با (17) سپاه دشمن به عنوان رجز حماسى مى ‏خواند و شهادت را بر ننگ تسلیم، ترجیح مى ‏داد).

18- "موت فى عز خیر من حیاة فی ذل‏" (18) (که مرگ سرخ، به از زندگى ننگین است).

19- "ان لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا احرارا فى دنیاکم" (19) (در آخرین‏ لحظات پیش از شهادت، وقتى شنید سپاه کوفه به طرف خیمه‏ هاى حرم او حمله‏ کرده ‏اند،خطاب به پیروان ابو سفیان چنان فرمود).

20- "هل من ناصر ینصر ذریته الاطهار؟ " (20) "هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله؟ " (21) ( وقتى سید الشهدا(ع) این نصرت خواهى و استغاثه را بر زبان آورد که همه یاران و بستگانش شهید شده بودند).

از مجموعه این جملات نورانى و حماسى که شعارهاى حسین ‏علیه السلام در نهضتش ‏به شمار مى ‏آید، تاکید آن امام، بر مفاهیم و ارزشهاى زیر به دست مى ‏آید: نابودى اسلام درشرایط سلطه یزیدى، حرمت بیعت با کسى چون یزید، شرافت مرگ سرخ بر زندگى ‏ذلت بار، اندک بودن انسانهاى راستین در صحنه امتحان، لزوم شهادت طلبى در عصرحاکمیت باطل، زینت بودن شهادت براى انسان، تکلیف مبارزه با سلطه جور و طغیان، اوصاف پیشواى حق، تسلیم و رضا در برابر خواسته خداوند، همراهى شهادت طلبان درمبارزات حق جویانه، حرمت ذلت پذیرى براى آزادگان و فرزانگان مؤمن، پل بودن مرگ‏ براى عبور به بهشت برین، آزادگى و جوانمردى، یارى خواهى از همه و همیشه در راه ‏احقاق حق و...

بقا و جاودانگى عاشورا، در سایه همین تعلیمات و آرمانهاست که در کلام آن حضرت‏ جلوه ‏گر است و نهضت هاى ضد ستم و ضد استبداد، همواره از این پیامها و درونمایه ‏ها الهام ‏گرفته ‏اند.

درس آزادى به دنیا داد رفتار حسین

بذر همت در جهان افشاند، افکار حسین

گر ندارى دین به عالم،لااقل آزاده باش‏

این کلام نغز مى ‏باشد ز گفتار حسین

مرگ با عزت زعیش در مذلت بهتر است‏

نغمه‏ اى مى‏ باشد از لعل دربار حسین(22)

 

1-موسوعة کلمات الامام الحسین،ص 284.

2-بحار الانوار،ج 44،ص 329،اعیان الشیعه،ج 1،ص 588.

3-بحار الانوار،ج 44،ص 381.

4-تحف العقول(چاپ جامعه مدرسین)،ص 245،بحار الانوار،ج 75،ص 117.

5-مناقب،ابن شهر آشوب،ج 4،ص 68.

6-لهوف،ص 53،بحار الانوار،ج 44،ص 366.

7-وقعة الطف،ص 172،موسوعة کلمات الامام الحسین،ص 361.

8-بحار الانوار،ج 44،ص 334.

9-همان،ص 378.

10-همان،ص 366،اعیان الشیعه،ج 1،ص 539.

11-همان.

12-مناقب،ابن شهر آشوب،ج 4،ص 89.

13-مقتل الحسین،مقرم،ص 280.

14-نفس المهموم،ص 131،مقتل خوارزمى،ج 2،ص 7.

/ 0 نظر / 10 بازدید