موسیقی متن تعزیه ها

ای زمین کربلا!

این نوا در حقیقت سرآغازیست مظلومانه و غمگینانه از ناحیۀ اهل بیت (علیهم السلام) که در اول تعزیه­هایی مانند علی­اکبر به عنوان مثال در همین مورد، او که در میان جمعیت و در بستر خود خفته، از جای بر می­خیزد و با آهنگی سوزناک و ملایم می­خواند و  به سوی میدان می­رود و مستمعین به آرامی می­گریند.

ای زمین کربلا ای خصم آل بوتراب!          ای که شستی روی اولاد علی با خون ناب!

از چه کردی ای سپهر کینه­جو این­گونه ظلم؟          تشنه بابایم حسین و در کنارش نهر آب

و بعد می­ایستند و می­نالند.

فریاد از غریبی و بی­یاری حسین          وز ناله­های دم به دم و زاری حسین

و به دنبال این نوا، ساز و نقاره دقایقی چند به آرامی با اشارۀ تعزیه­گردان می­نوازند.

جنگ­نامه­خوانی

بهترین نمونۀ جنگ­نامه­خوانی در آغاز یا گوشه­ای از مجلس حضرت عباس(ع) است که گفت­وگویی میان شمر و حضرت عباس(ع) را در بر دارد.

شمر می­گوید:

به فتح و تخت امیر کشور

به سر گذارم نخست محضر

زهی چه محضر ز پای تا سر

مکمل از در، مزین از زر

زنید طبل بشارت اکنون

که من روانم، پی شبیخون

مدّتی طبل و ساز با آهنگ طبل جنگ نواخته می­شود.

عباس(ع) می­گوید:

بنام الله، نمایم آهنگ

به سر گذارم عمامۀ جنگ

ز تاج شاهان، مرا بود ننگ

به رنگ اصغر، زمردی رنگ

به سینه و سر، زنید یاران

که من روانم، به جنگ عدوان

مدّتی طبل جنگ نواخته می­شود.

مرثیه­خوانی

متن بسیاری از تعزیه­ها، بویژه آنچه توسط اهل بیت (علیهم السلام) خوانده می­شود و بند بند متن تعزیه را در بر می­گیرد، مرثیه­خوانی می­نامند که آهنگ غم­انگیز خاصّ خود را داراست.

نمونه: امام در مجلس شهادت طفلان زینب(ع) می­خواند:

ای فلک آواره از شهر و دیارم ساختی          دورم از اقوام و از خویش و تبارم ساختی

من گلی بودم به شهر خویش، با عز و وقار          در میان لشکر کین، خوار و زارم ساختی

تیشۀ بیداد تو، بر کند از کین ریشه­ام          در عزای نوجوانان، اشکبارم ساختی

سؤال و جواب

سؤال و جواب گاه بوسیلۀ دو نفر از امام­خوان­ها و یا دو نفر از اشقیا، یا یکی از اینان و یکی از آنان صورت می­گیرد. هر دو در یک مایه و یک آهنگ ولی معمولاً اشقیا­خوانان خشن و ساده و بی­تکلّف می­خوانند و امام­خوان­ها سوزناک و آرام و مطبوع و ملایم و در دستگاه موسیقی.

مأمون: پسر عم از چه محزونی و غمناک؟

امام رضا(ع): بدان که شکوه­ها دارم ز افلاک.

مأمون: بگو که روز تا شب کیست یارت؟

امام رضا(ع): تو برگو با غریبان چیست کارت؟

مأمون: مگر شب­ها دلت اندوهگین است؟

امام رضا(ع): بلی شام غریبان این چنین است.

مأمون: پسر عم نوش جان فرمای انگور.

امام رضا(ع): مرا این طبع مایل نیست، معذور.

مأمون: بخور، انکار این گفتار نتوان.

امام رضا(ع): ولیکن جز به خیر این کار نتوان.

سرودخوانی

در گوشه­های شاد بعضی از تعزیه­ها که ماجرایی نظیر عروسی در برداشته باشد، با نوای مخصوصی، اشعاری که در ریشه و مایه، ویژۀ مجالس سرورند، خوانده می­شود از جمله اشعاری که در تعزیۀ قاسم یا علی­اکبر وجود دارد که خواندن آنها با نوازش و شانه بر سر آنها زدن و گلاب پاشیدن و نقل­افشانی همراه است از جمله در تعزیۀ علی­اکبر.

ام لیلا (در حالی که موی علی­اکبر را شانه می­زند و بر او گلاب می­پاشد):

جان مادر، جان مادر، من ندیدم شادیت

جان من، آخر کفن شد، خلعت دامادیت

زینب(س):

جان عمه، جان عمه، جان فدای شادیت

من نبستم در مدینه، حجلۀ دامادیت

ام لیلا:

هیچ مادر داغ فرزندش نبیند ای خدا

میوه و عشرت به ناکامی نچیند ای خدا

یتیم­خوانی

در تعزیه­هایی نظیر کودکان مسلم یا زینب، این کودکان اشعاری را با نوایی بسیار غم­انگیز و دردمندانه می­خوانند که آن را یتیم­خوانی می­گویند. از زمانی که کودکان به خواندن مشغولند، به آرامی و بعد از شعرخوانی آنها، نوای بلند نی آنها را همراهی می­کند.

یتیمی درد بی­درمان یتیمی          یتیمی خواری دوران یتیمی

مسلمانان یتیمی بد بلایی است          اگر شهزاده باشی، چون گدایی است

 

 

لالائی­خوانی

در گوشه­هایی از بعضی مجالس و نیز در مراسم عزاداری روز عاشورا، بیاد علی­اصغر که کودکی شیرخوار بوده است، گهوارۀ او را حمل می­کنند یا در گوشۀ مجلس تعزیه­خوانی قرار می­دهند و با آهنگ خاص لالایی که همگان با زیر و بم آن آشنایی دارند، اشعاری خوانده می­شود. رباب مادر علی­اصغر در تعزیۀ علی­اکبر به گهوارۀ دلبند خود چنین می­خواند:

اصغر صغیرم لای و لای          ناخورده شیرم لای ولای

ای شیرخواره اصغرم          نور دو چشمان ترم

شبه رُخ پیغمبرم          ناخورده شیرم لای و لای

گهواره شد تابوت تو          خون گلو شد، قوت تو

نیلی رُخ یاقوت تو          ناخورده شیرم لای و لای

در فواصل ابیات و لالایی، لالایی طبل و ساز با نوای خاص، خوانندۀ تعزیه را همراهی می­کند.

و هم در همین تعزیه، علی­اکبر پیش از حرکت به میدان، جهت وداع کنار گهواره رفته و آن را می­جنباند و با آهنگ و نوایی دیگر لالایی می­خواند:

برادر علی اصغرم، لای و لای          ضیاء دو چشم ترم لای ولای

علی­اصغر، ای دیدۀ روشنم          نما دست­های تو در گردنم

و بعد در حالی که علی­اصغر را در بغل گرفته، با همان آهنگ محزون می­خواند:

چرا لعل لب­هات گشته کبود؟          برادر مگر اکبرت مرده بود

مخور غصه ای نور چشم ترم          روم از برای تو آب آورم

و او را باز در گهواره می­خواباند و فقط ساز زن با ملایمت او را همراهی می­کند.

کفن­پوش یا کفن­دوزی

نوایی است که هنگام بریدن و دوختن کفن، برای کسانی که عازم میدان هستند، خوانده می­شود؛ از جمله ام لیلا در مورد خلعتی علی­اکبر:

بخواب ای تازه داماد رشیدم          که بر بالای تو خلعت بریدم

برآرم سوزنی از نوک مژگان          کشم من ریسمان از ریشۀ جان

به قد و قامت تازه جوانم          ببرّم خلعت ای روح و روانم

نگویم دل لیلا چو سنگ است          چه سازم به حسینم کار تنگ است

عزیزان بر مراد دل رسیدم          کفن از بهر فرزندم بریدم

که بیت آخر طنزی گزنده دارد و بعد خود علی­اکبر با آهنگ و نوایی دیگر ولی در همان مایۀ سوزناک خطاب به خود می­خواند:

ز جا خیز ای اکبر دل غمین          کفن بر قد و قامت خود ببین

الا ای کفن، ای کفن          تو هستی انیس شب و روز من

چو در بر نمایم ترا ای کفن          بسوزد به عالم دل و دوزن

دریغا که آخر نرفتم وطن          لباس عروس من شد کفن

نوای سیاه­پوشی

بهترین نمونۀ آهنگ­های سیاه­پوشی در گوشه­ای از مجلس تعزیۀ علی­اکبر است که او یکایک اهل حرم را با آن نوا می­طلبد و دستمالی مشکی بدانان هدیه می­دهد یا بر سر آنها می­افکند جز در مورد پدر که شال گردن نثار می­کند.

بیا مادر به جان پُر ملالم          بیا مادر نما شیرت حلالم

هر آن زحمت که پای من کشیدی          خدا داند زمن خیری ندیدی

سیاه ماتم اکبر به سرکن          اگر دیدی بدی، از دل بدر کن

نوای ساز و نقاره...

بیا ای عمۀ بیچاره زینب          بیا ای از وطن آواره زینب

سیاه ماتم اکبر به سرکن          بیا عمه ز من قطع نظر کن

نوای ساز و نقاره...

بیا ای خواهر محنت قرینه          بیا ای نور چشمانم سکینه

سیاه ماتم اکبر به سر کن          بیا خواهر زمن قطع نظر کن

نوای ساز و نقاره...

 

آهنگ­ها و نواهای محلی

از نواهای دیگری که در متن تعزیه­ها مورد استفاده قرار گرفته­اند، ترانه­های محلی می­باشند که خود در بر دارندۀ آهنگ­های متنوّع و گوناگونی در هر یک از بلادند از جمله می­توان ترانه­های محلی زیر از متن تعزیۀ یوسف را نقل کرد:

دمم غم، همدمم غم، مونسم غم

به غیر از غم ندارم یار و محرم

غمم نگذار دم تنها بمونم

 

چاووش­خوانی

چاووش­خوانی اشعاری است که با آهنگی خاص برای بدرقه، یا پیشباز زوّار مورد استفاده قرار می­گیرند. آهنگ چاووش­خوانی با شعر مناسب در متن بعضی از تعزیه­ها وجود دارد. علاوه بر آن در بعضی مناطق در سرآغاز تعزیه، هنگام ورود امام­خوان­ها یک نفر علم بر دوش گرفته است و گرد محل تعزیه­خوانی می­چرخد و چندین نفر بدنبال او روان می­شوند و او به چاووش­خوانی می­پردازد:

فرمود حسین که خیمه‌ها باز کنید          هفتاد و دو تن شهید بیدار کنید

گهوارۀ اصغر به شتر بربندید          رحمی به دل عابد بیمار کنید

یک شب به زمین کربلا خوابیدم          در عالم خواب این ندا بشنیدم

کای قافله­سالار بیابان نجف          صد ساله گناهان ترا بخشیدم 

شهرشماری

بعضی اوقات در ضمن تعزیه­ها طویل­هایی وجود دارد که فوق­العاده جالب می­نماید. از جمله بحر طویل که در تعزیۀ حضرت عباس(ع) وجود دارد و در آن ذکر از لشکر و سپاه است و خیل عظیم جنگاوران و شهرهایی که در این سپاه شرکت دارند که این بحر طویل به شهرشماری اشتهار یافته و هنگام خواندن، طبل به تنهایی و مداوم و آرام صدای شعر را همراهی می­کند.

شمر: ای عباس علمدار حسین، ای پسر پادشه بدر و حنین... حال گوش کن بیا و بنگر آمده لشکر، ز ختا و ختن و چین و زماچین و ری و روم و ارومیه و قسطنطنیه و مکه و مصر و حلب و شام و دمشق و طرف مسقط و ارگنج و قراباغ و قراداغ ز ذهتاب و دماوند، و خوی و مشکین و شروان الی در حد زنجان و ز تهران و صفاهان و ز اهواز و خراسان و ز کاشان و ز کرمان و بروجرد و بیشابور (بیشاپور) ز بوشهر و ز شیراز الی مشرق و مغرب.

عباس: اگر آمده لشکر ز ختا و ختن و چین و ز ماچین و ری و روم و ارومیه... که تو تعریف نمودی با همه ریگ بیابان، همه برگ درختان بشوند لشکر عدوان، بر دل عباس نه ترس و نه خوفی و نه بیمی و هراسی، نه ملالی، نه خیالی، نه خطوری، همچو بابم علی خیبر گیر بر کشم از کمر خود شمشیر، با همه روی زمین جنگ کنم، عرصه به کلّ جهان تنگ کنم از تو و خولی و بن سعد و سنان، نگذارم ز یکی نام و نشان.

رجزخوانی

زمانی که هر تعزیه­خوانی وارد می­شود، در آغاز به رجزخوانی می‌پردازد و با آهنگ خاص از خود و تبار خود و هنر خود سخن می‌راند. رجزخوانی آهنگی رزمی و پُرطنین و سنگین دارد.

رجزخوانی علی­اکبر در مجلس خود:

بنام خدا و رسول انام           برون آورم تیغ خود از نیام

چنان خون بریزم در این سرزمین          که گوید جهان­آفرین، آفرین

منم یوسف مصر آل عبا          منم سبزپوش صف کربلا

منم آن که مادر نشاطم ندید          پدر بزم شادی برایم نچید

شبیه گل روی پیغمبرم          ز نسل حسین، من علی­اکبرم

علاوه بر آنچه رفت، آهنگ­های شام غریبان، گلی گم کرده­ام، دعا، غمخانه­نخوانی یا غمنامه­خوانی، نوحه­خوانی، تو راهی (دم گیری) سلام دادن، ای زمین کربلا، ای برادر امان از جدایی ـ الله کنون کنم جنگ، امشب زمین کربلا، حسین گمشدم، شه دین یک شب دیگر به حرم میهمان است. تشنه­لب گفت شهنشاه شهید ـ شب عاشورا، امشب ای تشنه­لب حسین وای، پیش سینه، رباعی نیز وجود دارد که بیشتر در سینه­زنی­ها و مراسم عزاداری مورد استفاده قرار می­گیرد.

نکتۀ بسیار مهمی که در خور توجّه است، تحوّل و دگرگونی وزن شعر و نوا و آهنگ و صدای خواننده است با حالت و اتّفاقی که در حالت رُخ دادن است و نقش و حالتی که خواننده در آن لحظه بر عهده دارد که گاه در یک متن مکالمه و گفت­وگو، اوزان شعری و آهنگ­ها چندین­بار دگرگون می­شوند که این تنوّع و دگرگونی گاه خیلی سریع و بدنبال هم رُخ می­دهد که خود اوج تکامل دیالوگی و نمایشی نهفته در تعزیه را نشان می­دهد.

/ 2 نظر / 278 بازدید
سامان

داداش ما از این متنت استفاده کردیم راضی باش

عمو تقی

سلام جناب استاد مراجعه و مطالعه شد بسیار جالب بود ومفید با تشکر عمو تقی ساده موجانی تعزیه خوان از قم